عشق مامی ایلیا جونیعشق مامی ایلیا جونی، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 28 روز سن داره

عاشقانه آرام من و تو...

بدون شرح....

1391/5/18 3:27
نویسنده : مامان متین
316 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همه دوستای خوبم، امشب شب قدره و میگن هرکی هرچی بخواد خدا بهش میده، امیدوارم خدا ارزوهای همه رو براورده کنه و همه نی نی هارو واسه پدر و مادراشون و همچنین پدر و مادرارو واسه نی نی ها حفظ کنه الهی آمین 

        

       

امشب منو همسری داشتیم بازی های تیم وزنه برداری رو نگاه میکردیم و دعا میکردیم که طلا بگیریم، من محو تماشا بودم که دیدم ایلیا گوشیمو برداشت اومد سمتم، طبق معمول فکر کردم میخواد براش آهنگ بذارم همینطور که نگام به تلویزیون بود بهش گفتم گوشی رو بده مامی که یهو یه چیزی با شدت خورد تو پیشونی و دماغم همه چی جلوی چشمام سیاه شد   اینقدر دردم اومده بود که زدم زیره گریه حالا گریه نکن کی گریه کن ایلیا بچم ترسیده بود و هی تند تند بوسم میکرد  استرسماچ

خلاصه من یکم اروم شدم و رفتم تو اینه نگاه کردم دیدم بله پیشونیم قرمز شده و فکر کنم بعدا کبود بشه و روی استخون بینیم به اندازه یه فندق باد کرده و کبود شده و تازه خراشم ورداشته

یکم باهاش قهر کردم تا بفهمه کارش بد بود و خودش دید که بهش کم توجهی میکنم هی خودشو برام لوس میکرد و دستاش و باز میکرد بیاد بغلم، اخه جدیدا یاد گرفته وقتی دستام و باز میکنم و بهش میگم یه بغل گنده بده به ماما سریع خودش و میندازه تو بغلم منم دلم نیومد و بغلش کردم و هی تند و تند سرم و بوس میکرد ماچ الهی قربونت برم هر کارم کنی بازم من عاشقتم عزیزم

تیم وزنه برداری ایرانم که با اقتدار برنده شد و ما کلی ذوق کردیم تو این چند روز که بازی هارو نشون میداد و من و میثم دست میزدیم و بپر بپر میکردیم ایلیا هم یاد گرفته با ما دست میزنه و کلی ذوق میکنه و دستاش و میبره بالا تکون میده

اینم از اتفاق امشبمون که خدا رو شکر به خیر گذشت

 

    

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

مامان زهرا
18 مرداد 91 14:28
خدا بد نده
وای منم هم از این ماجراها زیاد داشتم
با انواع وسایل

موفقیت های تیم های المپیکی را هم تبریک میگیم
ما هم مثل شما از دیدنشان لذت می بریم



مرسی عزیزم، خیلی دیشب حالم بد شد منم به شما تبریک میگم
هدیه خدا- فریماه
18 مرداد 91 19:18
عزیزم چه کاری کرده ایلیا جون. چه میشه کردبااین بچه ها.


هنوزم کبوذیش خوب نشده
سپیده
19 مرداد 91 18:27
سلام. مسابقه شماره 2 را برگزار کردیم. در صورت تمایل شرکت کنید. با تشکر.
بهـــــــــــــار
20 مرداد 91 15:47
سلام گلم ممنونم
وای حالا که خوبی؟ یخ میذاشتی تا ورمش بخوابه
عزیزم موبایل کنترل و... جلو دست نی نی نازت نذار خدای نکرده اتفاقی براش نیوفته چن وقت پیش تو خبرای سیمرغ خوندم که دختر بچه باتری کنترل تلویزیون رو بلعیده چون اسید داره معدش و مری داغون شده طفلک 8بار جراحی شده الان مریش به اندزه 1سانته همش مایعات بهش میدن وای بمیرم خیلی اذیت شدم عکسشو دیدم مواظب بچت باش


مرسی عزیزم جدیدا یاد گرفته هر جا میذاریم پیدا میکنه حق با شماست باید یه جا بذارم که دستش نرسه
نگین مامان رادین
22 مرداد 91 12:07
ای قربون این پسملی بشم که تو شادی ملتش شریک و با هاشون خوشحالی می کنه،عزیزم مراقب خودت باش این نی نی ها محبت کردنشون هم گاها خشن میشه


مرسی خاله جون اره نگین جون نمیدونم چرا جدیدا این کار و میکنه
مادر کوثر
23 مرداد 91 11:08
آخییییییییییییییی الهییییییییییییییییییییی
نازی مامانی
خب جوجه کوچولو توجه ثانیه به ثانیه میخواد

کوثر هم وقتی حواسم بهش نباشه و هی صدام کنه و جواب ندم با دستش میزنه تو صورتم. البته این اتفاق دو سه باری بیشتر پیش نیومده

اره تقصیر خودم بود دیر جوابشو دادم نتیجش و هم نشونم داد، گربه رو دم حجله کشت
مادر آیاتای
5 شهریور 91 23:57
الهی بگردم. خداروشکر که به خیر گذشته.امان از دست این بچه ها!!!


ممنونم ولی تا چند هفته درد داشتم